پاییز زیبای اتاوایی هم ته کشید و شهر داره اماده می شه برای استقبال از زمستون و کریسمس. درس بزرگی به تازگی از زندکی گرقتم که دلم می خواداینجا بنویسم. بنویسم برای خودم و برای هرکس دیگه ای که گوش شنوا داره .

وقتی زندگی برامون سخت می شه تمام خوشی های گذشته، تمام دستاوردهای کوچیک و بزرگ گذشته رو فراوش می کنی و همه امیدتو به اینده هم از دست می دی و مرتب از خودت می پرسی اخه چرا؟ اخه چرامن؟ به گذشته که نگاه می کنی فقط سختیها و تلاشهای زیاد و شکست های زندگیتو می بینی و به اینده با این باور نگاه می کنی که برای همیشه همه چی رو ازدست دادی و قراره همیشه توی تاریکی زندگی کنی. این وسط اگه ادم تو داری باشی، از درون اب می شی و حتی ممکنه به مرز جنون کشیده بشی. با دقت بی نظیری تمام ارزوهاتو دست مردم پیدا می کنی و هر لحظه از شدت ناامیدی می میری و زنده می شی. و اگه ادم درون ریزی باشی مرتب برای دوستات درد دل می کنی و فقط دلت می خواد که اون چیزی رو بشنوی که خودت فکر می کنی. دلت میخواد همه تایید کنن که تو ادم بدبختی هستی و الان توی بدترین شرایط زندیگت هستی تازه اخرش از دلسوزیهاشون خسته می شی و احساس می کنی حالت از خودت و همه بهم می خوره. بعضی ها متوسل دعا و ورد می شن و بعضی ها نذر و نیاز می کنن و بعضی ها هی تلاش می کنن انرژی مثبت بفرستن برای زمین و زمان. در این بین عکس العمل ادمهای دور و برت هم فرق می کنه. دوستهای واقعی در هر صورت تحملت می کنن و باهات مدارا می کنن و ادمهایی که دلیلی برای تحملت ندارن ازت دوری می کنن.

همه اینا رو گفتم که برسم به این حقیقت که همه ما یه روز توی این تاریکی بوده ایم.همه یاس و سختی رو تجربه کرده ایم، یکی عشقشو از دست داده،یکی به عشقش نرسیده، یکی عزیزی رو از دست داده و یکی بیماری سختی رو تحمل کرده و یکی از شدت بی پولی و قرض و قوله به فلاکت افتاده. به هرحال همه این حس داشتیم که احساس کنیم از همه ادمهای دنیا بدبخت تریم.

مشکلت هر چی که هست و دردت هر چقدر هست بدون که احساست کاملا طبیعیه. می گم طبیعی بخاطر سرشت ادمیزاد. بدون که تنها نیستی و خیلی ادمهای دیگه یه دردی شبیه درد تو رو همین الان دارن تجربه می کنن و بدون اونی که دیروز این درد و تجربه کرده الان دیگه زخمش التیام پیدا کرده فقط با مرهم زمان و زخم تو هم دهن می بنده فردا یا یه فردایی. اگه می تونی قوی باش و اگه نمی تونی بدون پروا بخاطر دردت فریاد بزن اما اون ته ته ها،ته دلت فراموش نکن فردا می یاد ، برای همه اومده برا تو هم می یاد.

بعضی وقتها تو نمی تونی مشکلتو حل کنی و فقط باهاش کنار می یای یا اینکه یه راه بهتر برای ادامه زندگی پیدا می کنی. با خودت مهربون باش و بعضی وقتها به اتفاقهای خوب زندگیت هم نظری بنداز. اون اتفاق خوب گذشته می تونه خنده های شادمانه کودکیت کنار یه نهر اب باشه،می تونه اولین عشقتو و تپ تپ قلبت وقتی سر کوچه می دیدیش باشه، می تونه اغوش گرم مادرت باشه، می تونه نمره بیست دیکته ی فارسی کلاس پنجمت باشه و یا خوشحالی گرفتن وام ازدوواجت باشه. 
بدون که زندگی همیشه سیاه و سفید نیست و روزهای بهتری هم خواهد امد.
به نظر خیلی مهمه که بدونیم که هیچی به یه شکل نمونده و نمی مونه.